من در بیشه زار

I cry in the woods

من در بیشه زار

I cry in the woods

ونوس جان ایران خوش بگذره

تا وقتی ونوس عزیز ازیران برگرده  اینجا تنبلخونه میشه   

منم  چند جایی دعوت دارم یکیش خونه استادمه. امروز اومد به من گفت ویولت یادم رفت بگم 

دوست پسرتم بیار! 

خودش از بس خوش تیپو عاقل و بالغه . من آخه دست کدوم بچه ننه ای رو بگیرم ببرم .رضا به شوخی گفت من میام اگه بخوای گفتم لازم نیست. 

هیچی دیگه همین. خدا به ویولت کمی اراده بده که بتواند رژیم بگیرد وگرنه کم کم شکل حاج خانومامی شود .من خودم از چاقی زیاد متنفرم. 

فعلا فقط به صورتم نگاه کنید لطفا وغر نزنید. درست میشه. 

نظرات 2 + ارسال نظر
ونوس پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1388 ساعت 07:48 ب.ظ

حاج خانوم ویولت جان
۱- هنوز جیم ثبت نام نکردی؟‌
۲- ونوس میره ایران اینترنت داره- پس تنبلی نکن و بنویس!
۳- مهمونی استاد خوش بگذره بدون بچه ننه ;)

ویولت عبوس یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1388 ساعت 10:48 ق.ظ

۱- نه حسش نیست تو سرما
۲- فعلن که خواننده داریم از وینیپگ . ایران رسیدی ندا بده حانوم
۳- مهمونی استاد داستانی بود برا خودش حالا باید تعریف کنم برات
ولی شیش بار ازم پرسید چرا دوست پسرم رو نبردم!!! بعدش خواست بره رو دنده نصیحت که خداروشکر جریان صحبت عوض شد
بدبختی داریما !!!!من به کی برم بگم بیاد دوست من بشه اصلا
کار دنیا برعکسه. هرکی از ما خوشش میاد هیچ رغبتی ایجاد نمی کنه
کلا تقصیر این حلقه و انگشتر دست کردن منم هست فکر می کنه حلقه نامزدیه لابد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد