می گن تو از اصلا از ادما فراری هستی! اقا من شنبه یکشنبه سفر بودم دوشنبه با لیلا رفتم بیرون سه شنبه دوباره رفتیم کناررودخونه امروز رفتم جلسه برای انجمن ایرانیا شام خوردم. چیکار کنم خوب دیگه؟ انصافا حوصلشم ندارم.
کلا همه ادمای دوروبرمون جنرالایزمون می کنن. مثلا به من می گه پسرای دوروبرت همه کراواتین!!! از جنتلمن خوشت میاد؟؟ (کیوی حال کن) طرف رفته چک کرده از رو اخرین کامنت جنرالایز کرده. اخ نگو که خزتر از این بابا به عمرم ندیدم. در عرض نیم ساعت همینطور تیکه بندازه. بگو من چه جوری با این اشخاص کیلومتر ندار معاشرت کنم . یه ریز مزخرف گفت.
می گم لانجمون بده. اگه مثل مال برفزار بود چشم تو چشم نمی افتاد می رفتی سر میز خودت. اینجا عین لانج بچه لیسانسه های اونجاس. کوچیک و تو هم تو هم. نمی فهمن که ندیدن فکر می کنن همین خوبه.
طرف اگه بیست و چهارسالگی وبلاگ می نوشت الان این شعرهای بچه گونه رو اخر عمری تو فیس بوکش بلغور نمی کرد.
پیتا خوردم. سه تا بیسکیت. نارنگی. پاپ.
الان خوبم.