منم تبریک می گم. کریسمس مبارک. چشمهاو گوشهایمان راببندیم. کتابهای قشنگ بخوانیم. بازی کنیم و از عمر کوتاهمان لذت ببریم. مهم نیست که چه به سر ما خواهد امد. مهم اینست که لبخند از لبانمان محو نشود.
پ.ن امروز رفتیم هتل هما. تکتم از انگلیس لیلی از تورنتو یگانه از آلمان سمیه از نیوزیلند و ازاده و خودم بودیم. هیچ کس تغییری نکرده بود. خوشحالم که برمی گردم بیشه زار. به خودم قول دادم امسال بهتر باشم.
چه دوستای باکلاسی داری همه خارج هستن. دوستای من یا مشغول بچه داری هستن یا پا به ماه... آری اینچنین است خواهر!