من در بیشه زار

I cry in the woods

من در بیشه زار

I cry in the woods

سرکوفت

باورتون نمیشه من چه بدبختی دارم. هی می گم اینو مسترش کن بره. تو فکرش هستم البته.  

هفته هایی که به استادم ریپورت نمی دم که کلی غر می زنه. من اصلا بلد نیستم ریسرچ کنم. خیلی خنده داره یک کلویی چیزی می دم به استاد اونم میره ریسرچ می کنه. وقتایی که جلسه داریم من اگه براش یک  گزارش کامل فرستاده باشم می ره یه سری مقاله که اصلا تو عمرم ندیدم پیدا می کنه و مربوط به کارمنه و خیلی هم پیشرفته تره. تو جلسه می رم تو فکر می گم آخه الان کی دانشجو اه کی سوپروایزره. اصلا هیچ بلد نیستم ریسرچ کنم. هیچوقت نه یادگرفتم نه یادمون دادن نه خودم استعداد داشتم. الان به خودم سرکوفت که می زنم خیلی دلم خنک می شه.  

من از دانشگاه بیشه زارو خودم و استادم و اهالی شهرو مهاجرین و انصار بابت اینکه هم خودم بدبختم هم واسه بقیه بدبختی درست می کنم معذرت می خوام.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد