من یه مدتیه دارم فکر می کنم که چه جوری افکارمو کنترل کنم. احساس می کنم زندگیم بر مبنای توهماتم پیش می ره. خیلی ها اینطورین. ولی من نمی خوام. توهم از واقعیاتی میان که هرروز می بینیم. واقعیات یک تصویردارند یک معنا. تصویررودرست می گیریم معنا رو اشتباه. کلا فکر کردن کار خوبی نیست. فکر کردن راجع به کنش ها و واکنش ها و زندگیهای دیگران. منفی فکر کنی منفی اتفاق می افته. قوانین مورفی همیشه اثبات کرده منفی ها غالب ترن و دنبال فرصت نفوذن. من به خودم تشر می زنم فکر نکن ویو که به نقطه استاپ نرسی. روحیاتم روحیات بچه شیطوناست. از اروم نشستن و اروم موندن حوصلم سر می ره. از ارتباط زیاد با دیگران هم می ترسم.