من در بیشه زار

I cry in the woods

من در بیشه زار

I cry in the woods

ماریوی سمت شرقی

امشب با یه عده از دوستا م رفتیم رستوران. یه رستوران ایتالیایی خوشگل با غذایی مزخرف. ولی از اونجایی که اینا گل بودن به من که خوش گذشت. فکر کن همه راس ساعت 8 دم در رستوران بودند. خیلی جالب بود. ما خودمون ده دقیقه دیرتر رسیدیم. گفتند به من که برنامه ریزیم خیلی خوب و عالیه. چون همه اومده بودند!! هیچی دیگه خوب بود در هرشکل.  من به صورت دوره ای به این نتیجه می رسم که توهم دارم. چونکه امروز همه عین فرشته ها رفتار کردند! 


دعای شب پنجشنبه:

خدایا به اموات ما که در بدن خاکی شان اسیر نیستند لذت زندگی ازادانه و عشق را عطا بفرما. خودمان را هم از همین نعمت بهره مند بفرما و مارادربهترکردن جهان افرینش مددکن. 


امین

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد