من در بیشه زار

I cry in the woods

من در بیشه زار

I cry in the woods

I dyed my hair red as I promised

منطق می گه من باید شوهر پیدا کنم و همچنین می گه که شوهر من باید یه چیزی تو مایه همین دوستای چندین وچندسالم باشه. خداییش من نمی دونم سرکار می رم عالم و ادم منو حرث کردن. که مثلا بیا برو با فلانی. منم یه حلقه دستم کردم بی حرف و صحبت. بعد همه اپست شدند. فکر کردن من از اون دختراییم که مجلس عروسی بزرگ می گیرن و ارزو دارن و چه و چه. دیدن نه اینطوری نیست. بعدشم دست از غیبت ورداشتن دیگه گفتن بابا این تحصیلکرد است به ماها نمی خوره یا می خوره یا هرچی. فقطامیدوارم از سزکار اخراج نشم. خدایا من اخراج نشم. کلی خیلی خانوم خوبیه. جک هم اقای خوبیه. خیلی محترمند. من مطمئن نیستم که منشا عیبتهای سرکار کی  بود ولی مدیریت حتما نبود هرچند که کل سیستم مدیریت همه چیو مونیتورکرد. تمام ایمیلهای من. و اخرش به نظر میاد طرف منو بیشترگرفتند. چمی دونم. خدایا شورزندگیم دراومده....

نظرات 2 + ارسال نظر
شگفتیها سه‌شنبه 4 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 05:39 ق.ظ http://www.shegeftiha.com

شگفتیها
مرجعی برای شگفتیهای جهان هستی
از ارواح و اجنه و خون آشام ها گرفته تا تازه های علم و شگفتیهای علم
همچون فیزیک کوانتوم
http://www.shegeftiha.com

روح چهارشنبه 5 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 01:11 ق.ظ

منطق یه چی میگه تو یه کار دیگه میکنی :)))

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد