من در بیشه زار

I cry in the woods

من در بیشه زار

I cry in the woods

I said what I was supposed to say

من دیگه به کسی ایمیل نمی فرستم. دیگه دست من نیست. من همه چیزایی که بلدبودم و پیدا کردم گفتم. یک روز به قلبم افتاد که اون دفترچه دعوت رو بنویسم. همزمان شد با اون کامل شدن وب سایت شیعیان چون من خیلی ناراحت بودم هی ایمیل می زدم که ما هیچی تو دستمون نیست. اون بیچاره ها هم همه چیزو مجانی گذاشتن . ایا این وظیفه من هستش که دونه دونه خفت مردم رو بچسبم ؟  بروید خدایتان را بپرستیدو اینقدر شروور نگویید.  خدا برای همه عالم کافیست. 

گو :«من نمی گویم خزاین خدا نزد من است و غیب نمی دانم، و به شما نمی گویم من فرشته هستم، جز از آنچه به من وحی می شود؛ پیروی نمی کنم». بگو :« آیا نابینا و بینا یکسانند؟! چرا نمی اندیشید؟!» 

و با آن (= قرآن) کسانی را که می ترسند به سوی پروردگارشان گرد آیند؛ بیم ده (زیرا که) برایشان ( در آن روز) دوست و شفیعی جز او (= خدا) نیست؛ باشد که پرهیزگاری پیشه کنند. 

سوره انعام ایات ۵۰ و ۵۱

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد