یه پسره هم افیسیم یادداشتهای دکتر سروش رو برای من فرستاده بود. من معمولا با لحن دوستانه با هم افیسیم ایمیل ردوبدل می کنم. منتها نمی دونم ایندفعه دیگه یکهو طاقتم طاق شد ده تا ایمیل براش فرستادم همشم انگلیسی چه تیکه های قرانش چه حرفای خودم. بدوبیراه. که اگه وبلاگش رو انگلیسی می نوشت این اقا اونموقع من حتما یک اعتراضنامه بین المللی علیهش راه می انداختم و چنین و چنان. اخر سرم گفتم ببین من حای خوهر تو عوض اینکارا برو قران بخون. اگر قران بخونی بهتر می فهمی. نمی دونم اگر جنبش سبز از یه سری ادم جاهل به علم تشکیل شده اصلا همون بهتر که به جایی نرسه. طرف اصلا ایده ای نسبت به متون مقدس و قران نداره. فقط هی از این وبلاگ سیاسی . چرند فارسی به اون وبلاگ چرند فارسی رجوع می کنه. من جای خواهرش. من جای مادرت نمی فهمی بخون. من به کانادایی هم گفتم.
خداوند کروکور رو هدایت نمی کنه.
حالا چرا باید قران رو بفهمی دلیلش اینه که تو دنیا تا دلت بخواد ادم نفهم ریخته. ادم بدبخت و ادم بی امید. انسان برای زندگی به امید به خدا نیاز داره. اگر بگی قران خوابنامه پیامبره/ استغفرالله دیگه چی میمونه؟ دیگه جز از بدبختی هیچ هیچ نصیبت نمی شه. قران نه کتابه نه شعره قرن خواب نیست قران روح و هویت دارد. خداوند در قران می فرماید اگر ما قران را برسرکوهی نازل می کردیم ازخوف پروردگار خود رامتواضع و خاشع می نمود
If We had sent down this Qur'an upon a mountain, you would have seen it humbled and coming apart from fear of Allah . And these examples We present to the people that perhaps they will give thought.
به نظرمن ایران کشور خوبیه. اگر به من پست سیاسی بدن و مجبور نباشم چادر سرم کنم یا روسریمو خیلی بکشم جلو برمی گردم. یا اگر توی شرکت بابا استخدامم کنن. بستگی داره. من اگر برگردم ترجیح می دم شمال زندگی کنم. اگربخوام شمال زندگی کنم خوب اونجا باید یه پست تدریس به من بدن. خیلی دوراز واقعیت نیست. به نظرم خیلی نزدیک به واقعیته.
منطق می گه من باید شوهر پیدا کنم و همچنین می گه که شوهر من باید یه چیزی تو مایه همین دوستای چندین وچندسالم باشه. خداییش من نمی دونم سرکار می رم عالم و ادم منو حرث کردن. که مثلا بیا برو با فلانی. منم یه حلقه دستم کردم بی حرف و صحبت. بعد همه اپست شدند. فکر کردن من از اون دختراییم که مجلس عروسی بزرگ می گیرن و ارزو دارن و چه و چه. دیدن نه اینطوری نیست. بعدشم دست از غیبت ورداشتن دیگه گفتن بابا این تحصیلکرد است به ماها نمی خوره یا می خوره یا هرچی. فقطامیدوارم از سزکار اخراج نشم. خدایا من اخراج نشم. کلی خیلی خانوم خوبیه. جک هم اقای خوبیه. خیلی محترمند. من مطمئن نیستم که منشا عیبتهای سرکار کی بود ولی مدیریت حتما نبود هرچند که کل سیستم مدیریت همه چیو مونیتورکرد. تمام ایمیلهای من. و اخرش به نظر میاد طرف منو بیشترگرفتند. چمی دونم. خدایا شورزندگیم دراومده....
امروز تو محله خودمون بیست دلارجریمه پارکینگ شدم حرصم دراومد. صابخونم با من لیز نبیسته که تکس نده هیچی الان به اسم من نیست. حتی نمی تونم برای پرمیت پارکینگ اقدام کنم. نمی دونم چیکارکنم. این خونه الانم خیلی قشنگه فوق العادست. به خصوص الان جون می ده واسه مهمون. حیاط بزرگ درختای بلند. حوضچه بزگ و قشنگ. لونه پرنده. سه تا تاب خیلی بزرگه خیلی.
ولی نه اینجا....